درج مطلب
 
بزرگترین كشف نسل امروز این است
كه انسان می تواند با تغییر ذهنیتِ
خود ، زندگی خود را تغییر دهد !
 
 
 
 
 
 
من از روییدن خار
سر دیوار دانستم
که ناکس، کس نمیگردد
 به این بالا نشستن ها ..
من از افتادن شبنم
 به روی خاک فهمیدم
که کس، ناکس نمیگردد
 به این افتان و خیزان ها ..
 
👤 صائب تبریزی
 
 
 
عزرائیل نزد مردی ثروتمند آمد تا جانش را بگیرد.
مرد، گریه و زاری کرد و مهلت خواست، اما عزرائیل نپذیرفت;
گفت: همه دارایی ام را بگیر و فقط یک روز به من مهلت بده.
باز هم فایده ای نداشت.
مرد گفت: پس فقط به اندازۀ نوشتن یک جمله به من وقت بده.
عزرائیل پذیرفت;
او نوشت:
من خواستم "" یک روز"" عمرم را 300 هزار دینار بخرم، اما نشد!!!
شما قدر عمرتان را بدانید، چون نه فروختنی است و نه خریدنی.
 
 
 
 
 
 
از كسي پرسيدند كدامين خصلت از خداي خود را دوست داري؟
گفت:
همين بس كه ميدانم او مي تواند مچم را بگيرد
اما
دستم را ميگيرد
 
 
 
 
شبکەهای اروپایی بانشان دادن این
تصویر ازمردم می خواهند برای خالی شدن
بارمغناطیسی بدن وجلوگیری ازسرطان
این حرکت راروزانه حداقل10دقیقە
انجام دهند.
 
 
 
 
ﻋﺘﯿﻘﻪﻓﺮﻭﺷﯽ ﺩﺭ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻝ ﺭﻋﯿﺘﯽ ﺳﺎﺩﻩﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ . ﺩﯾﺪ ﻛﺎﺳﻪﺍﯼ ﻧﻔﯿﺲ ﻭ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺩﺭﮔﻮﺷﻪﺍﯼ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﮔﺮﺑﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺁﺏ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ . ﺩﯾﺪﺍﮔﺮ ﻗﯿﻤﺖ ﻛﺎﺳﻪ ﺭﺍ ﺑﭙﺮﺳﺪ ﺭﻋﯿﺖ ﻣﻠﺘﻔﺖ ﻣﻄﻠﺐﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭ ﻗﯿﻤﺖ ﮔﺮﺍﻧﯽ ﺑﺮ ﺁﻥ ﻣﯽﻧﻬﺪ. ﻟﺬﺍ ﮔﻔﺖ :
ﻋﻤﻮﺟﺎﻥ ﭼﻪ ﮔﺮﺑﻪ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﺁﯾﺎ ﺣﺎﺿﺮﯼ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪﻣﻦ ﺑﻔﺮﻭﺷﯽ؟ ﺭﻋﯿﺖ ﮔﻔﺖ: ﭼﻨﺪ ﻣﯽﺧﺮﯼ؟ ﮔﻔﺖ : ﯾﻚﺩﺭﻫﻢ . ﺭﻋﯿﺖ ﮔﺮﺑﻪ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻋﺘﯿﻘﻪﻓﺮﻭﺵﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﺧﯿﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﯽ . ﻋﺘﯿﻘﻪﻓﺮﻭﺵ ﭘﯿﺶ ﺍﺯﺧﺮﻭﺝ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﻧﺴﺮﺩﯼ ﮔﻔﺖ : ﻋﻤﻮﺟﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﮔﺮﺑﻪ ﻣﻤﻜﻦ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺗﺸﻨﻪﺍﺵ ﺷﻮﺩ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﻛﺎﺳﻪ ﺁﺏ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﻔﺮﻭﺷﯽ . ﺭﻋﯿﺖ ﮔﻔﺖ : ﻗﺮﺑﺎﻥ ، ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ پنجاه ﮔﺮﺑﻪ ﻓﺮﻭﺧﺘﻪﺍﻡ. ﻛﺎﺳﻪ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﻧﯿﺴﺖ . عتيقه است.
 
دیگران دانا تر از آنند که شما می اندیشید .
 
 
 
 
نمیدانم پس از مرگم چه خواهم شد
نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم،
که از خاک گلویم سوتکی سازد؛
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی،
دَمِ گرمِ خوشش را بر گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدین سان بشکند در من،
سکوت مرگبارم را ...
29 خرداد سالروز درگذشت .

دکتر_علی_شریعتی
 
 
 
خشم نمی گذارد که انسان جلو چشم خود را ببيند, خون را مسموم می کندو ريشه همه امراض است

فلورانس اسکاول شین
 
 
 
وقتی به یه الماس تبدیل شدی درک خواهی کرد، چرا زندگی تو را تحت فشار سختی قرار داده بود!
 
 
 
حالا كه ما ياد گرفته ايم در هوا مثل يك پرنده پرواز كنيم
و در دريا مثل يك ماهى شنا كنيم
فقط يك چيز باقى ميمونه؛
اینکه بتوانيم مثل يك آدم روى زمين زندگى كنيم ..!

جرج_برناردشاو
 
 
 
 
سخاوتمندی دنیا به اندازه باور شما وسعت میگیرد. دنیا نه از خود ثروتی دارد، نه فقری. این ذهن شماست که انتخاب گر است، همیشه دست روی بهترین ها بگذار، کلید انتخاب در باور شماست.
 
 
 
 
 
 
فکر شما هر چه باشد، شما همان هستید و محال است که بتوانید از فکر خود بزرگتر شوید و یا از حدود فکر خویش تجاوز نمایید.
 
 
 
ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻪ ﭼﻮﺏ
کبریتهای ﺳﻮﺧﺘﻪ می‌مانند
ﻫﺮﮐﺎﺭﯼ میخواهی ﺑﮑﻦ
ﺁﻧﻬﺎ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺭﻭﺷﻦ نمی‌شوند!
ﻓﻘﻂ ﺳﯿﺎﻫﯽ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺳﺘﺖ ﺭﺍ ﺁﻟﻮﺩﻩ میکند
ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﻧﺴﻮﺯﺍﻥ
زندگی را رنگی تازه بزن.
 
 
انوشیروان را معلمى بود.
روزى معلم او را بدون تقصیر بیازرد.
انوشیروان کینه او را به دل گرفت تا به پادشاهى رسید.
روزى او را طلبید و با تندى از او پرسید که چرا به من بى سبب ظلم نمودى ؟
معلم گفت : چون امید آن داشتم که بعد از پدر به پادشاهى برسى .
خواستم که تو را طعم ظلم بچشانم تا در ایام سلطنت به کسى ظلم ننمائى ... 
 
 
 
📖 مردی شبی را در خانه ای روستایی می گذراند...؛
پنجره های اتاق باز نمی شد .
نیمه شب احساس خفگی کرد و در تاریکی به سوی پنجره رفت اما نمی توانست آن را باز کند .
با مشت به شیشه پنجره کوبید، هجوم هوای تازه را احساس کرد
و سراسر شب را راحت خوابید .
صبح روز بعد فهمید که شیشه کمدکتابخانه را شکسته است و همه شب، پنجره بسته بوده است...!
" او تنها با فکر اکسیژن ، اکسیژن لازم را به خود رسانده بود...!!! "
وقتی بهترین ها را می خواهید افکارتان بِکر است و زلال.
افکار از جنس انرژی اند و انرژی، کار انجام می دهد...          
 
 
 
🌟گیج کننده‌ترین اقدامی که علیه خویش می‌توانیم بکنیم این است
که بکوشیم قلب‌مان را به چیزی قانع کنیم که مغزمان می‌داند،
یک دروغ بزرگ است ...
 #شنون‌ آدلر
 
 
 
مرد متأهلی
در مجلسی گفت:
 
زن مانند کفش میماند
کهنه که شد میتوان آن
راعوض کرد
و کفش نو بپا کرد....👞
حکیمی درمیان جمع گفت
بله این مرد درست میگوید
برای مردی که خودش
را در حد پا بداند،
زن برایش همچون کفش
میماند...  اما مردی که خودش
را در حد سر بداند زن برایش همچون تاج میماند...👑
تقدیم به همه ی بانوان عزیز
 
 
 
 
 
 
 
من ستاره پردازم !
   حرفه ي من اين است كه ستاره ها راصيقل دهم ،
پرداخت كنم،  
جلا بدهم و به اسمان زندگي بفرستم !

         " من يك معلمم "
 
 
 
 
📸 دکتر حسابي در آخرين لحظات حيات در حال کسب علم
 
 
درج مطلب
 
 
🌟خوبی‌ها را روی سنگ بنویسید،
 تا در طول قرن‌ها و هزاره‌ها بمانند و بدی‌ها را روی برف تا با اولین شعاع نور خورشید آب شوند...
 گابریل گارسیا مارکز🌸🍃
 
 
خوشبختی را تعقیب نکنید
و در جدال برای رسیدن به خوشبختی نباشید
زندگی را زندگی کنید
خوشبختی پاداش مهربانی، صداقت، درستکاری و گذشت شماست...
 
 
یک تیر تنها وقتی می‌تواند پرتاب شود
که کمان را به سمت عقب بکشید؛
وقتی زندگی شما را با سختی‌ها به سمت عقب می‌کشد
می‌خواهد شما را به سمت چیزی عالی پرتاب کند...
 
 
 
مردی صبح از خواب بیدار شد
و با همسرش صبحانه خورد ولباسش را پوشید وبرای رفتن به کار آماده شد
هنگامی که وارد اتاقش شد تا کلیدهایش را بردارد گردوغباری زیاد روی میز وصفحه تلویزیون دید.
به آرامی خارج شد وبه همسرش گفت :
 دلبندم ،کلیدهایم را از روی میز بیاور
زن وارد شد تا کلید ها را بیاورد دید همسرش با انگشتانش وسط غبارهای روی میز نوشته " یادت باشه دوستت دارم "
وخواست از اتاق خارج شود صفحه تلویزیون را دید که میان غبار نوشته شده بود" امشب شام مهمون من "
زن از اتاق خارج شد وکلید را به همسرش داد وبه رویش لبخند زد
انگارخبر می داد که نامه اش به او رسیده
این همان  همسر عاقلیست که اگر در زندگی مشکلی هم بود ،مشکل را از ناراحتی وعصبانیت به خوشحالی ولبخند تبدیل می کند
هیچوقت با حالت دستوری با افراد خانواده تان صحبت نکنید
 
 
 
 
 
تغییردردناک است
ورفتن خطرناک…
اما هیچ چیزی
دردآورتر ازدرجا زدن
وهیچ کاری
خطرناکتر ازماندن نیست
این تو هستی که باید بین
رود شدن و مرداب ماندن
انتخاب کنی!.
 
 
 
✔️💥ذهن منفی گرا ،
در خود بذر هزاران تهدید مانند ترس ، عدم توانایی در تصمیم گیری ، شک و تردید ، کج خلقی و خشم را می پرورد که همه اینها باعث دوری مردم و از دست رفتن فرصتهای طلایی می گردد.
💥💥
یک ذهن مثبت اندیش ،
در خود اشتیاق ، خلاقیت شخصی ، نظم و انضباط ، قدرت تخیل و هدف مشخص دارد. اینها سبب جذب مردم و دستیابی به فرصتهای مفید می شود. 
 
 
عرفان و متافیزیک:
به رويدادهايی كه در درونت می گذرد بيشتر از رويدادهای بيرون مشتاق باش ... اگر جهانت از تناقض دور شود ... در جهان بيرون هر چيز سر جای خودش قرار می گيرد .
 
 
 
 
 
✅ آداب و رسوم خود را به فرزندانتان تحميل نكنيد، زيرا آنان براى زمانى غير از زمان شما آفريده شده اند.
🔻امیرالمومنین(ع)
 
 
 
 
 
بحث کردن با احمق مانند کشتن پشه روی صورت خود است!
شاید پشه را بکشی یا نه
اما در نهایت يك سیلی به صورت خود زده‌ ای
 
 
 
اگر به من بگویند زیباترین واژه ای که یادگرفتی چیست؟
میگویم پذیرش است
پذیرش یعنی:
پذیرفتن شرایط با تمام سختیهاش
پذیرفتن آدم ها با تمام نقص هاشون.
پذیرفتن اینکه مشکلات هست و باید به مسیر ادامه داد.
پذیرفتن اینکه گاهی من هم اشتباه میکنم.
پذیرفتن اینکه من کامل نیستم.
پذیرفتن اینکه هیچ کس مسئول زندگی من نیست.
پذیرفتن اینکه انتظار از دیگران نداشتن.
داشتن پذیرش توی زندگی یعنی پایان دادن به تمام دعواها و اختلافها. 
 
 
 
کسی که تنها به عقلش اعتماد کند،
گمراه میشود
کسی که تنها به مالش اعتماد کند،
کم می آورد
کسی که تنها به منصبش اعتماد کند،
خوار میشود
کسیکه تنها به مردم اعتماد کند،
خسته می شود
امّا کسی که تنها بر خدا اعتماد کند؛
نه گمراه میشود
نه کم می آورد
نه خوار میشود و نه خسته ميشود
 
 
 
 
پدرم میگفت
هروقت به تنهایی توانستی
بندکفشهایت راببندی
بزرگ شدی
امامن به فرزندم اموختم
هروقت ازبخشیدن کفشهایت
به انسان پابرهنه
خوشحال شدی
بزرگ شده ای
 
 
 
ممکن است من شخصی
حقیر و ناچیز باشم اما
وقتی که حقیقت بوسیله
 من سخن می گوید،
شکست ناپذیر هستم.
 
 
 
 
 
 
چه سنگ را به كوزه بزني
چه كوزه را به سنگ،
شكست با كوزه است
دلها خيلي زود از حرفها ميشكنند
مراقب گفتارمان باشيم!
 
 
برای دشمنانت کوره
را انقدر داغ مکن
که حرارتش خودت
را هم بسوزاد

"شکسپیر"
 
انسانیت ملاک پیچیده ای ندارد
همینکه درمیان مردم زندگی کنیم
ولی هیچگاه به کسی
زخم زبان نزنیم
دروغ نگوییم
کلک نزنیم
دلی را نشکنیم
سوء استفاده نکنیم
و حقی را ناحق نکنیم

یعنی انسانیم
 
 
 
این چه حرفیست که در
                                                   عالم بالاست بهشت ..
هر کجا وقت خوش افتاد
                                           همانجاست بهشت ..
دوزخ ازتیرگی بخت‌درون من وتوست
                               دل اگر تیره‌نباشد همه‌دنیاست بهشت
 
"صائب تبریزی"
 
 
 
اگر شاد بودی آهسته بخند تا غم ناراحت نشود
و اگر غمگین بودی آرام گریه کن تا شادی ناامید نشود...
 
"چارلی چاپلین"
 
 
سعی کنید از بین بزرگ،متوسط و کوچک "بزرگ"باشید
انسانهای بزرگ: عقاید حرف می زنند
انسانهای متوسط : درباره وقایع حرف می زنند
انسانهای کوچک :پشت سر دیگران حرف می زنند
 
    در رحم مادر خداوند بچه را در آبی بسیار شور قرار داده تا جسمش تمیز بماند و مادر سنگینی بچه را کمتر احساس کند، و خداوند روزی جنین را از طریق بند ناف که به مادر وصل است به او میرساند...،
پس اگر مادر در غذا خوردن کوتاهی کند... از غذای جنین چیزی کم نمیشود.... بخاطر وجود غده هایی که با گرفتن مواد لازم از دندانها و استخوان مادر غذای جنین را تأمین میکند و به همین دلیل است که مادران با پیشروی در سن، دندان و پا و زانو درد میگیرند، و در آخر میگویند: زن زودتر از مرد پیر میشود...،
اگر آدمها بدانند که مادرشان بخاطر آنها استخوانش آب میشده در این میمانند که چگونه قدردانی بکنند.!!!
 
خداوندا از تو بهشتی میخواهم برای کسی که مرا به دنیا آورد...
 
 
 
 
 
 
 
 
 
کودکی ام را
دوست داشتم ...
روزهایی که
به جای دلم ،
سر زانوهایم زخمی بود ...!

"حسین پناهی"
 
 
 
از زندگی لذت ببر
چه انتظاری از مردم داری؟
آنها پشت سر خدا هم حرف می زنند!
اگر خواستی چیزی را پنهان کنی
لای یک کتاب بگذار!
این ملت کتاب نمیخوانند...
 
 
 
از خدا جوییم توفیق ادب
بی‌ادب محروم گشت از لطف رب
بی‌ادب تنها نه خود را داشت بد
بلک آتش در همه آفاق زد
 
#حضرت_مولانا
 
 
 
 
قدرت کلماتت را بالا ببر
نه صدایت را ... !🌺🍃
این باران است
که باعث رشد گل‌ها می‌شود🌺🍃
نه رعد و برق‌ !🌺🍃
 
 
 
 
باور نميكنم خدا به كسي بگويد:
" نه...! "
   💟 خدا فقط سه پاسخ دارد:
1⃣چشم....
2⃣یه کم صبر کن....
3⃣پيشنهاد بهتري برايت دارم...
 
 
 
 
وقتی تنهاییم
دنبال دوست می گردیم...
پیدایش که کردیم
دنبال عیب هایش می گردیم…
ازدستش که دادیم
درتنهایی
دنبال خاطراتش میگردیم…
 
#ژان_پل_سارتر
 
 
 
ڪاش ڪودڪ بودیم
تا بزرگٺرین ؛خطای ما
خط خطی ڪردن روی دیوارها بود
نه دل انسان ها
 
 
 
به حکیمی گفتند:
از زور گرسنگی مجبورشدیم کوزه سفالین یادگار سیصد ساله ی
اجدادمان رابفروشیم
حکیم گفت:
خدا روزیتان را سیصدسال پیش کنار گذاشته و اینگونه ناسپاسی میکنید!!!
 
 
 
 

🔹بدانیم
بهترین جواب بدگویی: سکوت
بهترین جواب خشم: صبر
بهترین جواب درد: تحمل
بهترین جواب سختی: توکل
بهترین جواب خوبی: تشکر
بهترین جواب زندگی: قناعت
بهترین جواب شکست: امیدواری
 
 
امام حسین (ع)فرمودند
🍀دوچیز منفعت بسیار دارد
اخلاق نیڪ و جوانمردی
🍀دوچیز بقا ندارد
جوانی و قوت
🍀دوچیز بلا را دور ‌ڪند
صلۀ رحم و صدقہ
🍀دوچیز مقام را فزون ڪند
حل مشڪل دیگران و فروتنی
 
 
 
 
‌عجب است که مردم چقدر برای مبارزه
با شیطان تلاش می‌کنند.
اگر همین انرژی را صرف عشق ورزیدن
به هم نوعان خود کنند؛
شیطان در تنهاییِ خود خواهد مُرد!
 
 
 
 
بعضـی چیزها درجهان؛
خیلـی مهم تر از دارایی هستند
یکی از آنها؛
توانایی خوش بودن
با چیزهای ساده است...
 
"دیل کارنگی"
 
 
 
 
 
گروهی در حال عبور از غار تاریکی بودند؛
 که سنگهایی را زیر پایشان احساس کردند. بزرگشان گفت:
اینها سنگ حسرتند. هرکس بردارد حسرت می خورد، هر کس هم برندارد باز هم حسرت می خورد.
برخی گفتند پس چرا بارمان را سنگین کنیم؟  
برخی هم گفتند ضرر که ندارد مقداری را برای سوغاتی بر می داریم.
وقتی از غار بیرون آمدند فهمیدند که  غار پر بوده از سنگهای قیمتی و الماس. آنهایی که برنداشته بودند حسرت خوردند و بقیه هم حسرت خوردند که چرا کم برداشتند.
زندگی هم بدین شکل است، اگر از لحظات استفاده نکینم حسرت می خوریم و اگر استفاده کنیم باز هم حسرت میخوریم که چرا کم. پس تلاشمان را بکنیم که هرچه بیشتر از این لحظات استفاده کنیم.
 
 
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺧﺎﮐﯽ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺗﺎ ﺑﻮﯼ ﻧﺎﺏ ﺁﺩﻣﯿﺰﺍﺩ ﺑﺪﻫﯿﻢ
ﺻﻮﺭﺕ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﻭﺯﯼ ﭘﯿﺮ
ﭘﻮﺳﺖ ﺧﻮﺏ ﺭﻭﺯﯼ ﭼﺮﻭﮎ
ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺧﻮﺏ ﺭﻭﺯﯼ ﺧﻤﯿﺪﻩ
ﻣﻮﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﺭﻭﺯﯼ ﺳﻔﯿﺪ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ
ﺗﻨﻬﺎﻗﻠﺐ ﺯﯾﺒﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ .
 
 
 
 
 
 
 
 
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﻡ، ﻣﯿﮕﻔﺘﻨﺪ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﯽ
ﺑﻨﺪ ﮐﻔﺸﻬﺎﯾﺖ ﺭﺍﺑﺒﻨﺪﯼ
ﻣﺮﺩ ﺷﺪﻩ ﺍﯼ!
ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮔﻔﺖ
ﻫﺮﻭﻗﺖ ﺍﺯ ﺑﺨﺸﯿﺪﻥ ﮐﻔﺸﻬﺎﯾﺖ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﭘﺎﺑﺮﻫﻨﻪ ﺍﯼ
ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺷﺪﯼ، ﻣﺮﺩ ﺷﺪﻩ ﺍﯼ...
 
 
 
 
 
 
تنها راهزنی که دار و ندار آدمی را به تاراج می‌برد
 اندیشه های منفی خود اوست...
 

" فلورانس اسکاول شین "
 
 
 
 
 
سکه ها همیشه صدا دارند
اما اسکناس ها بیصدا!!!!
پس هنگامی که ارزش و
مقام شما بالا میرود . . .
بیشتر آرام و بیصدا باشید
 
 
هیچکس قفل
بدون کلید نمیسازد..
اگر قفلی
در زندگیت می بینی،،،،
شک نکن
کلیدی هم دارد!
کلید خیلی از
قفلهای زندگی،
سه چیز است:
صبر،
آرامش،
و توکل❣️
 
 
 
 
 
زندگی را با کسانی احاطه کنید که دوستتان دارند و به شما انگیزه می دهند، تشویقتان می کنند و باعث می شوند از اینکه خودتان هستید، حس خوبی داشته باشید...زندگی را با کسانی احاطه کنید که دوستتان دارند و به شما انگیزه می دهند، تشویقتان می کنند و باعث می شوند از اینکه خودتان هستید، حس خوبی داشته باشید..
 
 
 
 
پرنده ای که از مترسک میترسد،
از گرسنگی خواهد مرد...!
 
"ارنستو چه گوارا"
 
 
 
 
 
 
 
🌹🍃اصل مهم زندگی🍃🌹
الماس از تراش و انسان از تلاش میدرخشد
صادق باش هنگامی که فقیری
ساده باش وقتی که ثروتمندی
مودب باش وقتی که قدرتمندی
و سکوت کن هنگامی که عصبانی هستی
 
 
 
 
 
چه زیباست زندگی کردن با امید...
نه امید به خود؛
             که غرور است !
نه امید به دیگران؛
            که تباهی است !
بلکه امید به خدا؛
        ✨که خوشبختی است✨
 
 
 
 

فضـل خدای را که تواند شمار کرد
یا کیست آنکه شکر یکی از هزار کرد

آن صانع قدیم که بر فرش کائنات
چندین هزار صورت الوان نگار کرد
 
 

پسر ملانصرالدین از او پرسید: پدر، فقر چند روز طول می‌کشد؟
ملا گفت: چهل روز پسرم
پسرش گفت: بعد از چهل روز ثروتمند می‌شویم؟
ملا جواب داد: نه پسرم،عادت می‌کنیم!!
 
 
 
 
توی یک جمع بی حوصله نشسته بودم
طبق عادت همیشگی مجله را ورق زدم تا به جدول رسیدم
خواندم سه عمودی
یکی گفت : بلند بگو
گفتم یک کلمه سه حرفیه
نوشته : ازهمه چیز برتر است

حاجی کنارم بود ، گفت : پول
تازه عروس مجلس گفت : عشق
شوهرش گفت: یار
کودک دبستانی گفت : علم
حاجی پشت سرهم میگفت : پول، اگه نمیشه طلا، سکه
گفتم: حاجی اینها نمیشه
گفت: پس بنویس مال
گفتم: بازم نمیشه
گفت: جاه
خسته شدم با تلخی گفتم: نه نمیشه
مادر بزرگ گفت:
مادرجان، "عمر" است.
سیاوش که تازه از سربازی آمده بود گفت: کار
ديگری خندید و گفت: وام
یکی از آن وسط بلندگفت: وقت
خنده تلخی کردم و گفتم: نه
اما این را فهمیدم
تا شرح جدول زندگی کسی را نداشته باشی
حتی یک کلمه سه حرفی آن هم درست در نمی آید !
هنوز به آن کلمه سه حرفی جدول خودم فکر میکنم
شاید کودک پا برهنه بگوید : کفش
کشاورز بگوید : برف
لال بگوید : حرف
ناشنوا بگوید : صدا
نابینا بگوید : نور
و من هنوز در فکرم
که چرا کسی نگفت:
"  خدا  "
 
 
《صادق هدایت》
 
 
 
 
 
 
زن ها؛
مانند منشور هستند..  
کافیست کمی به آنها
نور بدهید،
تمام زندگیتان را
رنگین کمان میکنند...
 
 
 
 
از ذهن تا دهن ...
فقط یک نقطه ...
فاصله است...
تا ذهنت را باز نکردی...
دهنت... رو باز نکن ...!!!
 
 
 
سه گروه رو هرگز فراموش نكن...
آنهایی كه تو را در شرايطِ دشوار كمك كردند!
آنهایی كه تو را در شرايطِ دشوار رها كردند!
آنهایی كه تو را در شرايطِ دشوار قرار دادند!
 
 
 
گاهی آدم باید اونقدر خوب باشه
که ببخشه ، اما
اونقدر احمق نباشه
که دوباره اعتماد کنه . . .
 
 
 
 
 
پدر اگه پولدار است
همه جوانیش را داده
واگر بی پول است همه زندگیش را
تا نانی لای سفره گذارد و تو بزرگ شوی
و برایش همین بس که بگویند سر سفره پدرش بزرگ شد...
 
 
 
 
 
وقتی دیدید سایه
آدم های کوچک دارد بزرگ میشود، بدانید که آفتاب سرزمینتان در حال غروب کردن است.
 
 
 
 
 
 
💕سه چیزاز
همدیگر جدا نیستند
کسےکه زیاد دعا کند
از اجابت محروم نمےشود
کسےکه زیاد استغفار کند
از مغفرت و بخشش
محروم نمےشود
کسےکه زیاد شکر کند
از زیاد شدن
نعمت هامحروم نمےشود
 
 
 
 
 
حاصل نشود رضاى سلطان
تا خاطر بندگان نجويى
خواهى كه خداى بر تو بخشد
با خلق خداى كن نكويى
 
 
 
 
صد سال ره مسجد و میخانه بگیری
عمرت به هدر رفته اگر دست نگیری
بشنو از پیر خرابات تو این پند،
هر دست که دادی به همان دست بگیری...
 
 
 
 
 
دوست خوب غم رو از بين نمیبره!
اما كمک ميکنه محكم سرپا باشيم.
درست مثل چتر خوب كه
بارون رو متوقف نمیکنه
اما به ما كمک ميکنه راحت
زير بارون قدم بزنيم...
 
 
 
 
وقتی غمگین هستید، دنیا شما را به سخره میگیرد!
وقتی خوشحالید، دنیا به شما لبخند میزند.
اما وقتی دیگران را خوشحال میکنید، دنیا به شما تعظیم میکند!
 
 
 
 

نقل است که از پروفسور حسابی ﭘﺮﺳﯿﺪند: ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﭼﯿﺴﺖ؟
ﮔﻔﺖ : ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﺜﻞ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﮐﻦ !
ﮔﻔﺘﻢ: ﭼﮕﻮﻧﻪ؟
ﮔﻔﺖ : ﻭﻗﺘﯽ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺗﻮ ﻣﯿﻬﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﯼ،ﺣﺎﻟﺶ ﺭﺍ ﻣﯿﭙﺮﺳﯽ...
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺳﺮﺍﻍ ﮐﯿﻒ ﻭ ﻧﻤﺮﺍﺕ ﺍﻭ ﻧﻤﯿﺮﻭﯼ، ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﻧﻮﻉ ﻏﺬﺍ ﻧﻈﺮﺵ ﺭﺍ ﻣﯿﭙﺮﺳﯽ، ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺯﻣﺎﻥ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻥ ﺑﺎ ﺍﻭ ﻣﺸﻮﺭﺕ ﻣﯿﮑﻨﯽ، ﻧﻈﺮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﻗﻊ ﺟﻮﯾﺎ ﻣﯿﺸﻮﯼ، ﻧﺰﺩ ﺍﻭ ﺑﺎ ﻫﻤﺴﺮﺕ ﺩﻋﻮﺍ ﻧﻤﯿﮑﻨﯽ...
ﺑﺪﺍﻥ ﮐﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺗﻮ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺗﻮ ﻣﯿﻬﻤﺎﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﯾﮑﯽ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﻭ ﺁﻥ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ.
ﻓﻘﻂ ﮐﺎﻓﯽ ﺍﺳﺖ ﺑﺪﺍﻧﯽ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ است که ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻣﯽ ﺁﻓﺮﯾﻨﺪ ﻧﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﺎﻟﮑﯿﺖ!
 
 
 
 
سه پند لقمان به پسرش ؛
ـ در زندگی بهترین غذا را بخور .
ـ در بهترین رختخواب جهان بخواب .
ـ در بهترین خانه ها زندگی کن .

پسر گفت : ما فقیریم چطور این کارها را بکنم ؟!
لقمان پاسخ پسر را اینگونه داد ؛
اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی ، طعم بهترین غذای جهان را می دهد .
اگر بیشتر کار کنی و دیرتر بخوابی هر جا که بخوابی بهترین خوابگاه جهان است .
 و اگر با مردم دوستی کنی ، در قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه های جهان ، مال توست.
 
 
 
‍ درخت جوانی نزد درخت پیری رفت و گفت: «خبر داری که چیزی آمده که ما را می‌بُرد و از پایمان می‌اندازد؟»
درخت پیر گفت: «برو ببین از ما هم چیزی همراه او هست؟»
درخت جوان رفت و دید سری از آهن و دسته‌ای از چوب دارد. پس نزد درخت پیر برگشت و گفت: «سرش آهن و تنه‌اش چوب است.»
درخت پیر آهی کشید و گفت: «از ماست که بر ماست.»
 
 
 
 
 
 
 
سه چیز برای شاد بودن حیاتی است!
کاری برای انجام دادن
کسی برای دوست داشتن
و امید به فردای بهتر
 
 
 
زندگی
دشوارترین امتحان است.
بسیاری از مردم مردود می ‌شوند
چون سعی می کنند
از روی دست هم بنویسند،
غافل از این که
سوالات موجود در برگه‌ ی هر کسی فرق می‌کند
 
 
دارایی هایت کم نیست!
یک صورت، که میتوانی لبخند برآن داشته باشی!
یک دهان، که میتوانی با آن از دیگران تمجید کنی و حرف خوب بزنی!
یک قلب، که میتوانی به روی دیگران بگشایی
و چشمانی که میتوانی با آنها به دیگران با نیت خوب نگاه کنی!
ما فقیر نیستیم! فقط باید به دارایی‌هایمان بیشتر توجه کنیم ...
 
 
ضعف خود را بپذیر ، قوی می شوی .
دخالت را رها کن ، هدایت آغاز می شود.
سخنت را کوتاه کن ، تأثیرش زیاد می شود .
ذهنت را در « هیچ کجا» متمرکز کن ، « همه چیز » در ذهنت جا می گیرد.
از همه چیز رها شو ، صاحب همه چیز می شوی .
ساکت شو، گویا می شوی.
 
 
 
 
خودت باش ، بی همتا می شوی .
ساده باش ، عمیق می شوی .
دوست داشته باش ، محبوب می شوی .
به خود اعتماد کن ، باورت می کنند .
سکوت پیشه کن ، همه چیز گویا می شود.
بر خود حکومت کن ، از خود فراتر می آیی .
نرم باش ، مقاوم خواهی شد.
 
 
 
 
 
 
ازعالمي پرسیدند
بالاترین وزنه چندکیلو است که یه نفربزنه
وبهش بگن پهلوان گفت بالاترین
وزنه یه پتوی1کیلویی است که هنگام
نمازصبح بتواندازروی خودبلندکند
هرکی این وزنه روبلندکنه پهلوان است
 
 
ما آدمها دو سبد باخودمون داریم:
 یکی جلومون آویزونه،یکی هم پشتمون.
نکات مثبت وخوبی هامونو میندازیم تو سبد جلویی،
عیبهامونو تو سبدپشتی.
وقتی تومسیر زندگي داریم راه میریم،فقط دو چیزو می بینیم
خوبیهای خودمون و عیبهای نفرجلویی.
 
 
خطرناک ترین خوردنی دنیا
گول ظاهر آدماست...
کم حجم و خوش هضم!
  مراقب باشید!!!  
 
 
بزرگترین مصیبت برای یک انسان این است که:
نه سوادِ حرف زدن داشته باشد،
نه شعورِ لازم برای خاموش ماندن..!
 
 
 
 
روزگارم این است :
دلخوشم با غزلی ،
تکه نانی ، آبی ...
جمله‌ی کوتاهی ...
یا به شعر نابی ...!
و اگر باز بپرسی گویم :
دلخوشم با نفسی ،
حبه قندی چایی ...
صحبت اهل دلی ...!
فارغ از همهمه ی دنیایی !
دل خوشی ها کم نیست ،
دیده ها نابیناست ...!
 
 
 سهراب سپهری
 
 
 
همیشه فکر میکردم
غم انگیز  ترین رنگ زردی برگ های پاییزیه
تا اینک سفیدی موهای پدرم ُ دیدم
 
 
 
فردی که در نبرد زندگی می خندد
سزاوار ستایش است.
 
 
سیمین بهبهانی :
 
وصیت کرده ام بعد از مرگم؛ همراه من
دو فنجان چای هم دفن کنند!!
شاید صحبت های من با خدا به درازا کشید . . .
به هر حال دلخوری ها کم نیست از بندگانش . . .
همان هایی که :
بی اجازه وارد شدند
خودخواهانه قضاوت کردند
بی مقدمه شکستند
و بی خداحافظی رفتند!
 
 
 
چین و چروک ارثی است،
منتها از بچه ها
به پدر و مادر میرسد.
 
 دوریس دی
 
 
 
گوسفندان تمام عمر از گرگ میترسند
اما در نهایت
 این چوپان است که
 آنها را "میخورد"
 
 
 
 
 
 
همیشه فکر کن تو یه دنیای شیشه ای زندگی میکنی!!
پس به طرف کسی سنگ پرت نکن،
چون اولین چیزی که میشکنه دنیای خودته..!
 
 
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
 
پدرم با دستهای کوچکم برایت دعا می کنم تا همیشه سایه ات بر سرم باشد .
ای دوست خوبم که دلتنگ حضور پدر هستی و از او فقط تصویری مقابل دیدگانت مانده است ، ای کاش تصویر پدر نفس می کشید .
روز پدر بر همه ی بزرگ مردان جامعه ی اسلامی مبارک باد .
 
 
🌷🌸🌷🌸🌷🌸🌷🌸🌷🌸🌷🌸
 
🌸نه برگی به شاخه می ماند
🌸نه هیچکس به جز خدا می ماند
🌸خوش باش و بدی مکن که از ما تنها
🌸یک خوبی و یک بدی به جا می ماند .
 
 
🌷🌸🌷🌸🌷🌸🌷🌸🌷🌸🌷🌸
 
از دانش آموزی پرسیدند اگر جای پدرت بودی چه می کردی ؟
پاسخ داد :
پدرم خیلی از مادرم کتک می خورد من اگر به جای او بودم  این قدر به زنم رو نمی دادم .
از دانش آموز دیگری پرسید تو اگر جای پدرت بودی چه می کردی ؟
گفت : پدر من آن قدر سختی کشیده که من هیچوقت دلم نمی خواهد جای او باشم .
و نفر سوم جواب داد : من اگر جای پدرم بودم هیچ چیز به نام زنم نمی کردم و همه را به پسرم می بخشیدم .
آری ! بچه ها خوب می دانند از زندگی چه می خواهند . مراقب اعمال و رفتارهای خود باشیم .
 
 
 
عمر زاهد همه طی شد
" به تمنای بهشت "
او ندانست که در
" ترک تمناست" بهشت
این چه حرفیست که در
"عالم بالاست بهشت"
هر کجا وقت خوش افتاد
همانجاست بهشت….
دوزخ از تیرگی بخت درون من و توست
دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت
 
 
#صائب_تبریزی
 
 
 
 
 
زندگی مثل یک سرسره می ماند . آرام آرام از پله ها بالا می روی و به دلخواه خود از سرخوردن عمر لذت می بری و باز آرزوی بالا رفتن از پله های ترقی را داری و در این میان آنکسی که حقی از دیگران ضایع نکرده ، دیگری را نیازرده به دیگران محبت و گذشتی داشته یا گاهی از حق خود چشم پوشیده ، در این بازی  گروهی آرامش بیشتری دارد . چه در حین بازی و چه بعد از اتمام آن .
 
 
 
 
🍃🍂🍃🍂🌸🌸🌸🍂🍃🍂🍃
اگر کسی دلت را شکست غصه نخور ، فقط به او بگو .. احساس علاقه ی من به تو خیلی قیمت داشت و تو برای داشتن آن فقیر بودی
 
 
🥀✨🥀✨🥀✨🥀✨🥀✨
انسانیت یعنی :
تعریف ، دلداری ، آبرومندی ، آشتی و خموشی شعله های آتش خشم در مقابل اشتباهات دیگران
 
 
💕❣️💕❣️💕❣️💕❣️💕❣️
با زبان می شود ایراد گرفت ... می شود تعریف کرد
با زبان می شود دل شکست ... می شود دلداری داد
با زبان می شود آبرو برد ... می شود آبرو خرید
با زبان می شود جدایی انداخت ... می شود آشتی داد
با زبان می شود آتش زد ... می شود آتشی را خاموش کرد
 
 
 
معلم با عصابیت وارد اتاق مدیر شد و گفت :
باز ورق به ورق کتابش را جویده و تف کرده بیرون .
عجیب است .
خدایا این پسر چه مشکلی داره ؟
سه ماه طول کشید تا بفهمم او آنقدر معلمش را دوست دارد که می خواهد به هر طریقی شده ولو اشتباه و منفی ، نظر معلم را به خود جلب کند .
وقتی به معلم گفتم سر را درمیان دستانش گرفت و گفت :
ایکاش او را از کلاس بیرون نمی کرد و پسرک را به سینه اش می فشرد .
چه خوب است زود از دیگران نرنجیم و بیزار نشویم .
شاید او به درستی نیاموخته است که چگونه باید عاشق بود و  عاشق ماند .
 
 
 
روزی در پرورشگاه کودکی را دیدم که در خواب می گریست . بیدارش کردم در آغوش کشیدم ، جرعه ای آب به او دادم . زل زد به چشانم و آهسته از گوشه چشمانش اشک سرازیر شد .
نگاهمان در هم گره خوردگی بود گویی هر دو حرفی برای گفتن داشتیم و زبانمان قاصر بود .
دقایقی طول کشید تا به آرامی و بامتانت کودکانه اش پرسید : بابا کجاست ؟
آری او خواب پدر را دیده بود . پدری که زیر خروارها خاک بود .
 
 
 
 
 
 

نادانی را دیدم  که همه چیز راهمانگونه که می دید تفسیر می کرد. خیلی سعی کردم همه چیز بر وفق مرادش باشد و امروز فهمیدم که باید نگاهش را عوض می کرد و سعی من چه عبث بود برای تعویض دنیای او .

فریادها گاهی همه چیز را می شکنند و من آموخته ام که با سکوت خود را بشکنم تا دیگران نیز از فریاد من بیزار باشند  .

               

            

    

دلتنگی رنگ و بویی ندارد تا دیگران را متوجه اشتباهات خود کند اما بغض گلو و حلقه اشک در چشمان من و تو زاییده ی دلتنگی است که دنیایی حرف لابه لای آنهاست .

 

صدایی که از صداقت می توان شنید زیباترین آهنگ هاست . به نام ترین مردان است و بهترین نتایج آزمون ها .

 

بزرگی می گفت :

ما دروغ را در عمل به فرزندانمان می آموزیم ، بعد وقتی او دروغ می گوید می گوییم پسرم / دخترم دروغ نگو ، دروغ بد است .

بیایید بدی را از خودمان ریشه کن کنیم .

 

 

 

سبک زندگی هر کسی بیانگر میزان یادگیری او از واژه (( انسانیت )) است .

 

 

 

درد را که از آخر بخوانیم باز همان درد است اما درمان را که از آخر بخوانیم نامرد می شود . مراقب باشیم برای درمان دردهای خود نامرد نباشیم . چرا که روزگار  به اندازه ی کافی نامرد هست . پس بهتر است ما آدمها مراقب هم باشیم .

 

برای کسب تجربه ، باید قلب آهنین داشت و عشق همیشه زنده .

 آن وقت اگر در کارت شکست هم بخوری به خودت می بالی که حساب شده پیش رفته ای و مسئولیت تاوان آن را راحتر می پذیری .

 

به فرزندان خود بیاموزیم مرد هم باید آشپزی کند دوخت و دوز بداند ، گاهی ظرف بشوید و حتی اگر لازم باشد از فرزندان دیگر خانواده مراقبت و بچه داری کند .

او باید یاد بگیرد که حتی در مرحله ی کورترین گره ها ، متفکر باشد و در هیچ بن بستی خود را نبازد و در جستجوی ساختن راهی باشد ، این یعنی خلاقیت و همه ی اینها یعنی مهارت زندگی .

 

 

دو چیز روسیاهی یا روسفیدی در دنیا و آخرت را به دنبال دارد :

1* اعمال

2* مال

 
 
 
بیایید خندیدن را به کودکان بیاموزیم بگذارید از زندگی نترسند . لابه لای همه مشکلاتمان ، گاهی به عکس خنده روی آنها زل بزنیم و کمی خودمان بترسیم. ترس از تمامی رفتارهای نسنجیده ، جدایی ها و تصمیم گیری به جای دل کوچک او .
آری ! کودک ما پدر می خواهد ، مادر می خواهد و چه خودخواهی است به جای او تصمیم گرفتن . یکبار خودتان تصمیم گرفتید و او را خواستید پس مسئولیت خواست خود را بپذیرید و طفره نروید . یادمان باشد او باید همیشه بخندد و از آینده نهراسد .
 
 
بار خدایا !
صداقت در رفاقت ها را به ما بیاموز تا صادقانه دریابیم که مفهوم بدون هم زیستن در زندگی یعنی مرگ را تجربه کردن .
 
 
 
نجات را نمی توان لا به لای هیچ فریادی جستجو کرد . نجابت در آغوش صبر است کاش آستانه ی صبرمان را گاهی اندازه بگیریم و به نجابت دیگران احترام بگذاریم .
 
 
بار الهی !
به نیم نگاهی فرو می ریزی و ویران می کنی . به گوشه ی لبخندی  می افروزی و می سازی
خدایا ! یاربی کردار ما ، عمر ما ، زندگی ما و اطرافیان ما را آنچنان که می طلبی بساز و آراسته کن ، به همه ی موهبت های بزرگت .
آمین
 
 
 
 
وقتی باختم مسیر را یافتم
در بزرگراه زندگی "راهت"،"راحت" نخواهد بود!
هر "چاله ای" "چاره ای" بهت خواهد آموخت
"دوباره" فکر کن،فرصت ها "دوبار تکرار نمیشوند
برای جلوگیری از "پس رفت"،پس باید رفت .
 
 
 
 
بیشترافرادی که دچارمحبّت‏های خیابانی می‏شوند؛
 
درمحیط خانه به احساس محبّت حقیقی آنهاپاسخ داده نشده وهمچنین برای آنها،زمینه‏ای برای ارتباط عاشقانه باخدا،فراهم نشده است.
 
 
 
از پسرک فقیر پرسیدند:
تا بحال دروغ گفته ای؟
پسرک گفت:
دروغ هایم زمانی شروع شد که
موضوع انشایم این بود:
تابستان را چگونه گذرانده اید؟!...

 
 
 
 
خدا را ستایش کنید نه تنها به خاطر چیز هایی که به آن نیاز دارید بلکه به خاطر داشتن خیلی چیز هایی که باید  شکر آن را بجا بیاورید.
 
 
 
 
 
تربیت فرزند به وسیله‌ی مادر، مثل تربیت در کلاس درس نیست؛
با رفتار است،
با گفتار است،
 با عاطفه است،
 با نوازش است،
با لالایی خواندن است؛
با زندگی کردن است.❣
 
 
 
 
 
اگرکسی می خواهد به تنهایی به بهشت برودانسان خوب و بی آزاری است.ولی اذیت و آزارمردم از جایی شروع میشود که یک دسته می خواهند بجزخودشان بقیه راهم باخود به بهشت ببرند. (گاندی)
 
 
 
گاو ما ما می کرد
گوسفند بع بع می کرد
سگ واق واق می کرد
و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود.
حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند. موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.
دیروز که حسنک با کبری چت می کرد. کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است. کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس دوست شده بود. پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد. پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود. او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد!
برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود. ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت. ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد. ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله دردسر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد. کبری و مسافران قطار مردند.
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و کور بود .الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند. او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد. او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد. او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت.
اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد.
 
 
 
گاوچران مقتدر
گاوچراني وارد شهر شد و براي نوشيدن چيزی ، كنار يك مهمان‌خانه ايستاد. بدبختانه، كساني كه در آن شهر زندگی می‌كردند عادت بدی داشتند كه سر به سر غريبه‌ها می‌گذاشتند.
وقتی او نوشيدنی‌اش را تمام كرد، متوجه شد كه اسبش دزديده شده است.
او به كافه برگشت، و ماهرانه اسلحه‌اش را درآورد و سمت بالا گرفت و بالای سرش گرفت بدون هيچ نگاهی به سقف يه گلوله شليك كرد. او با تحکم و خيلی مقتدرانه فرياد زد: «كدام يك از شما آدم‌های بد اسب من رو دزديده؟!؟!»
كسی پاسخي نداد. «بسيار خوب، من يك نوشیدنی ديگه ميخورم، و تا وقتی آن را تمام می‌كنم اسبم برنگردد، كاری را كه در تگزاس انجام دادم انجام می‌دهم! و اصلن دوست ندارم آن كاری رو كه در تگزاس انجام دادم رو انجام بدم!»
 بعضی از افراد خودشون جمع و جور كردن. آن مرد، بر طبق حرفش، نوشیدنی ديگری نوشيد، بيرون رفت، و اسبش به سرجايش برگشته بود. اسبش رو زين كرد و آماده‌ی حرکت شد .
كافه چی به آرامی از كافه بيرون آمد و پرسيد: هی رفيق قبل از اينكه بروی بگو، در تگزاس چه اتفاقی افتاد؟
گاوچران برگشت و گفت: مجبور شدم پیاده برم خونه ...!
آرامش داشته باش؛ با اقتدار ابراز وجود كن ؛ نتيجه خواهی گرفت.
 
 
 
کمال الملک در طول دوران خود در دربار قاجار صدو هفتاد اثر از خود برجای گذاشت .مهمترین اثر او تالار اینه است .پس از کشیدن این اثر از سوی شاه زمان به لقب کمال‌الملک گرفت.«تالار آینه» اولین اثری است که محمد غفاری آن را با نام کمال‌الملک امضا کرده‌است.
کمال‌الملک هنگام کشیدن این اثر و صرف وقت بسیار در کاخ گلستان، به دزدیدن جواهرات تخت طاووس محکوم شد که او را بسیار رنجیده‌خاطر ساخت. در نهایت پس از اقرار متهم اصلی سوءظن‌ها از وی برطرف شد.
 
 
 
من که کیف بچه‌ام را می‌گردم، درواقع امنیت ایجاد نمی‌کنم، بلکه باعث می‌شوم فرزندم سوراخ‌های بهتر و امن‌تری برای قایم‌کردن پیدا کند.
مثلا اگر شما به من دروغ بگویید و من این دروغ را به روی شما بیاورم، شما مسلما به من نمی‌گویید: «من نمی‌دانستم تو متوجه می‌شوی من دروغ می‌گویم! پس از این به بعد من دیگر به تو دروغ نمی‌گویم!» بلکه با خودتان می‌گویید باید به این آدم دروغ‌های پیچیده‌تری گفت! پس شما با این کار آن فرد را تبدیل به یک آدم راستگو نمی‌کنید، بلکه او را به یک دروغ‌گوی حرفه‌ای‌تر تبدیل  می‌کنید.
 
 
شیخی در میان گروهی از عوام، اندر فواید سحر خیزی سخن می راند که ای مردم همانند من که همواره صبح زود از خواب برمی خیزم عمل کنید که فواید بسیاری بر آن است.
بهلول که در آن جمع بود گفت؛ ای شیخ!!؟ «تو از خواب بر نمی خیزی، از رختخواب بر می خیزی! و میان این دو، تفاوت از زمین است تا آسمان»
 «درک درست از یک پند، سرآغاز یک تغییر درست است»
 
 
 گفتگوی مداد و پاکن
مداد : متاسفم!
پاك کن : چرا ؟ تو هیچ کار اشتباهی نکردی.
مداد : متاسفم چون به خاطر من اذیت می شوی هر وقت که من اشتباه می کنم ، تو همیشه آماده ای آن را پاک کنی.
ولی وقتی اشتباهاتم را پاک می کنی بخشی از وجودت را از دست می دهی و هر بار کوچک و کوچکتر می شوی .
پاك کن :اما برای من مهم نیست !
من ساخته شده ام تاهر وقت تو اشتباه کردی به تو کمک کنم با این که می دانم روزی تمام خواهم شد و دیگری جای من را خواهد گرفت .
من رضایت دارم !پس لطفا ناراحتی را کنار بگذار.
 
🕊✨🕊✨🕊✨🕊✨🕊✨🕊

گفتگو بین مداد و پاك کن برایم الهام بخش بود.
والدین ، همچو پاك کن و فرزندان مانند مداد هستند.
آنها همیشه درکنار فرزندان هستند و اشتباهات آنها را پاک می کنند.
اگر چه فرزندان جایگزین (همسر ) می یابند ولی والدین از انچه برای فرزندانشان کرده اند شادمانند.
در تمام طول زندگيم مداد بوده ام و والدین من مانند پاك کن ، هر روز کوچک و کوچکتر می شوند.
اين مرا پر از درد می کند چون می دانم که یک روز انها من را ترک خواهند کرد و خرده های پاك کن تنها چیزی خواهد بود که به خاطرم بیاورد روزی چه کسانی را داشتم.
 
 
 
ﮔﺮﻭﻫﯽ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ۵ ﻣﯿﻤﻮﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﻔﺴﯽ ﻗﺮﺍﺭ
ﺩﺍﺩﻧﺪ.
ﺩﺭ ﻭﺳﻂ ﻗﻔﺲ ﯾﮏ ﻧﺮﺩﺑﺎﻥ ﻭ ﺑﺎﻻﯼ ﻧﺮﺩﺑﺎﻥ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﯼ
ﻣﻮﺯ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ.
ﻫﺮ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﻤﻮﻧﯽ ﺑﺎﻻﯼ ﻧﺮﺩﺑﺎﻥ ﻣﯽﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﻣﻮﺯﻫﺎ
ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺭﺩ، ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺳﺎﯾﺮ ﻣﯿﻤﻮﻥﻫﺎ ﺁﺏ ﺳﺮﺩ
ﻣﯽﭘﺎﺷﯿﺪﻧﺪ.
ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ، ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﮐﻪ ﻣﯿﻤﻮﻧﯽ ﺑﺎﻻﯼ ﻧﺮﺩﺑﺎﻥ
ﻣﯽﺭﻓﺖ ﺳﺎﯾﺮﯾﻦ ﺍﻭ ﺭﺍ ﮐﺘﮏ ﻣﯽﺯﺩﻧﺪ .
ﻣﺪﺗﯽ ﺑﻌﺪ ﻫﯿﭻ ﻣﯿﻤﻮﻧﯽ ﻋﻠﯽﺭﻏﻢ ﻭﺳﻮﺳﻪﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺖ
ﺟﺮﺍﺕ ﺑﺎﻻ ﺭﻓﺘﻦ ﺍﺯ ﻧﺮﺩﺑﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻧﻤﯽﺩﺍﺩ.
ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﯿﻤﻮﻥﻫﺎ ﺭﺍ
ﺑﺮﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺑﺎ ﯾﮏ ﻣﯿﻤﻮﻥ ﺟﺪﯾﺪ ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﮐﻨﻨﺪ. ﺍﻭﻟﯿﻦ
ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﯿﻤﻮﻥ ﺟﺪﯾﺪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺳﻌﯽ
ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺑﺎﻻﯼ ﻧﺮﺩﺑﺎﻥ ﺑﺮﻭﺩ، ﮐﻪ ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﺳﺎﯾﺮﯾﻦ
ﻣﻮﺭﺩ ﺿﺮﺏ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺖ.
ﭘﺲ ﺍﺯ ﭼﻨﺪﺑﺎﺭ ﮐﺘﮏ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻣﯿﻤﻮﻥ ﺟﺪﯾﺪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ
ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﺴﺖ ﭼﺮﺍ، ﺍﻣﺎ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﻻﯼ ﻧﺮﺩﺑﺎﻥ ﻧﺮﻭﺩ.
ﻣﯿﻤﻮﻥ ﺩﻭﻣﯽ ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﮔﺮﺩﯾﺪ ﻭ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺷﺪ .
ﻣﯿﻤﻮﻥ ﺟﺪﯾﺪ ﺍﻭﻝ ﻫﻢ ﺩﺭ ﮐﺘﮏ ﺯﺩﻥ ﻣﯿﻤﻮﻥ ﺟﺪﯾﺪ ﺩﻭﻡ
ﺷﺮﮐﺖ ﻣﯿﮑﺮﺩ. ﺳﻮﻣﯿﻦ ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻫﻢ ﺟﺎﯾﮕﺰﯾﻦ ﺷﺪ ﻭ
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﺗﻔﺎﻕ (ﮐﺘﮏ ﺧﻮﺭﺩﻥ ) ﺗﮑﺮﺍﺭ ﮔﺮﺩﯾﺪ.
ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﭼﻬﺎﺭﻣﯿﻦ ﻭ ﭘﻨﺠﻤﯿﻦ ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻧﯿﺰ ﻋﻮﺽ
ﺷﺪﻧﺪ.
ﺁﻥ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮔﺮﻭﻫﯽ ﻣﺘﺸﮑﻞ ﺍﺯ ۵
ﻣﯿﻤﻮﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﻫﯿﭻﮔﺎﻩ ﺁﺏ ﺳﺮﺩﯼ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ
ﺁﻥﻫﺎ ﭘﺎﺷﯿﺪﻩ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﻣﯿﻤﻮﻧﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎﻻﯼ ﻧﺮﺩﺑﺎﻥ
ﻣﯽﺭﻓﺖ ﺭﺍ ﮐﺘﮏ ﻣﯽﺯﺩﻧﺪ .
ﺍﮔﺮ ﺍﻣﮑﺎﻥ ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﯿﻤﻮﻥﻫﺎ ﺑﭙﺮﺳﻨﺪ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ
ﻣﯿﻤﻮﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﻻﯼ ﻧﺮﺩﺑﺎﻥ ﻣﯽﺭﻭﺩ ﺭﺍ ﮐﺘﮏ ﻣﯽﺯﻧﻨﺪ ﺷﺮﻁ
ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺑﺴﺖ ﮐﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﺁﻥﻫﺎ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ : “ﻣﻦ
ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﻢ، ﺍﯾﻦ ﺭﺳﻢ ﻣﺎﺳﺖ . ﻫﻤﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﻭ ﻣﯿﮑﻨﻦ”
ﺍﯾﻦ ﺟﻮﺍﺏ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﺁﺷﻨﺎ ﻧﻤﯽﺁﯾﺪ...؟!
 
 
 
 فهرست 102 مکان تاریخی و گردشگری ايران كه بايد ديد.
1. تخت جمشید
2. جاده چالوس
3. حافظیه و سعدیه
4. سی و سه پل اصفهان
5. مجموعة بازار سنتی رشت
6. روستاي كندوان
7. شهر لاهیجان
8. غار سهولان
9. غار كرفتو
10. منطقة حفاظت شده مراكان
11. قره كليسا
12. درياچة نئور
13. عشاير شاهسون
14. بيابان خور و بيابانك
15. مرنجاب
16. شهر كاشان
17. روستای ابیانه
18. مجموعة ميدان نقشجهان
19. مسجد جامع زواره
20. ارگ بم
21. نارين قلعه نائين
22. جشن حكومت زنان در افوس
23. عشاير لک ايلام
24. درة لار
25. بازار روز بوشهر
26. دشتستان و تنگستان
27. مجموعه مناطق حفاظت شدة جاجرود
28.كاخهاي نياوران
29. مجموعه كاخهاي سعدآباد
30. قلعة بابک
31. كاروانسراي قصر بهرام
32. ميدان آزادي
33. موزة هنرهاي معاصر
34. موزة فرش ايران
35. موزة ايران باستان
36. بازار تهران
37. چهل قلة دنا
38. تنگ صياد
39. كوچ ايل بختياري
40. خونيك و ماخونيك
41. پارك ملي تندوره
42. قشقاييها در بهار فارس
43. آبشار شوی
44. دریاچة گواتر
45.آبشار آب پری
46.عباس آباد
47 .عمارت مفخم
48.قلعه خان
49.لیلاکوه
50.طاق بستان
51.تخت سلیمان
52.آبگرم گنو بندرعباس
53.دروازه سنگی
54. شهر سوختة زابل
55. منطقه حفاظت شدة بهشت گمشده
56. آبشار مارگون
57. ابشار ویسادار گیلان
58. تنگه چهل چای مینو دشت
59. آبشار شیر آباد خان ببین
60. منطقة حفاظت شدة ارسباران
61. الموت
62. منطقة اورامانات
63. بندر انزلی
64. شهر خیالی لوت
65. لوت زنگیاحمد
66. جاده «دهسیف» به طبس
67. بافت تاریخی کرمان
68. مجموعة بیستون
69. باداب سورت
70. پارک ملی گلستان
71. دیلمان
72. روستای ازمیغان
73. ترکمن صحرا
74. جنت رودبار
75. قلعه رودخان
76. ماسولة نو و کهنه
77. جزیره قشم
78. قلعة فلکالافلاک
79. جنگلهای دوهزار و سه هزار تنکابن
80. جواهرده
81. ريگ جن
82. غار عليصدر
83. شهر همدان
84. شيركوه يزد
85. چك چكو
86. بافت تاريخي يزد
87. كوير عقدا
88. شيمبار
89. جنگل های دریایی چندل سیریک
90. جزيرة .
91. هفتاد قلة اراك
92. چمستان مازندران
93. جزيرة ابوموسي
94. نوژيان لرستان
95. غار كلماكره لرستان
96. روستاي اورامانات تخت
97. آواز دشتی
98. بندر كنگ
99. نمک آبرود چالوس
100 . جاده اسالم خلخال
101. روستای برار -مرزن آباد
102. طالقان
 
 
یك نمره ارفاق
خانم معلم در دفتر تنها بود که پسر کوچکی آرام درِ دفتر را باز کرد و‌ با لحن محتاطی او را صدا کرد.
خانم معلم او را شناخت، اما بدون آن که بخواهد نارضایتی خودش را به رویش بیاورد، گفت: تو در امتحان نمره‌ی ۹ گرفتی. تو تنها کسی هستی که نمره‌ی قبولی نگرفته است.
پسرک با خجالت و در حالی که صورتش سرخ شده بود، سرش را بلند کرد و گفت: خانم معلم، می‌شود... می‌شود یک نمره به من ارفاق کنید؟
خانم معلم با عتاب مادرانه‌ای سرش را تکان داد و گفت: یک نمره ارفاق کنم ...!؟
 این ممکن نیست. من طبق جواب‌هایی که در برگۀ امتحانت نوشته‌ای به تو نمره داده‌ام.
و اضافه کرد: نگران نباش. من که نمی‌خواهم به خاطر ضعفت در امتحان، تو را تنبیه کنم. تو باید در امتحان بعد تلاش بیشتری کنی و نمرۀ بهتری بگیری.
پسر با صدایی که نشان می‌داد خیلی ترسیده است، گفت: اما مادرم کتکم می‌زند.
خانم معلم ساکت شد. او آرزوی والدین را درک می‌کرد که می‌خواهند بچه‌هایشان بهترین نمره‌ها را کسب کنند و موفق باشند؛ از طرفی نمی‌توانست در برابر بچه‌های بازیگوشی که در امتحاناتشان ضعیف هستند، نرمش نشان دهد. اما یک موضوع دیگر هم بود. او می‌دانست که کتک خوردن بچه‌ها هم هیچ کمکی به تحصیل‌شان نمی‌کند و حتی تأثیر منفی آن ممکن است آن‌ها را از تحصیل بازدارد. نمی‌دانست چه تصمیمی بگیرد. یک نمره ارفاق بکند یا نه. او در کار خود جداً اصول را رعایت می‌کند. اما به هر حال قلب رئوف مادرانه هم داشت.
نگاهی به پسرک کرد. هنوز تمام تن پسرک از ترس می‌لرزید و به گریه هم افتاده بود.
عاقبت رو به پسرک کرد و با صدای ملایمی گفت: ببین!، این پیشنهادم را قبول می‌کنی یا نه؟ . من به ورقه‌ات یک نمره «ارفاق» نمی‌کنم. فقط می‌توانم یک نمره به تو «قرض» بدهم. تو هم باید در امتحان بعدی ۲ برابر آن را، یعنی ۲ نمره، به من پس بدهی. خوب است؟
پسرک با شادی غیر قابل وصفی گفت: چشم! من حتماً در امتحان بعدی ۲ نمره‌ به شما پس می‌دهم.
او با خوشحالی از خانم معلم تشکر کرد و رفت.
 از آن پس برای این که بتواند در امتحان بعدی قرضش را به خانم معلم پس بدهد، با دقت زیاد درس می‌خواند. تا این که در امتحان بعد نمرۀ بسیار خوبی کسب کرد. از طرف مدرسه به او جایزه‌ای داده شد. وقتی در مراسم اعطای جایزه نگاهش به خانم معلم افتاد، از دیدن لبخندی که معلمش به او می‌زد، احساساتی شد و گریه کرد.
از پسِ آن «درس» که خانم معلم به او داده بود، مقطع دبیرستان را با نمرات عالی پشت سر گذاشت و وارد دانشگاه شد.
او همیشه ماجرای قرض نمره را برای دوستانش تعریف می‌کند و از بازگویی آن همیشه هیجان زده می‌شود. زیرا می‌داند که نمره‌ای که خانم معلم به او قرض داد، سرنوشتش را تغيير داد.
مراقب تاثیر تصمیماتمان بر سرنوشت افراد باشیم.
گاهی هیچ تصمیمی به اندازه ی گذشت مؤثر نیست🌱
 
 
 
نکته تربیتی
✅ آزادی مفرط ، بیشتر مخرب است نه موثر. شما با آزاد گذاشتن فرزند پسرتان در هر زمینه‌ای و برآورده کردن همه نیازهای او، فردی متکبر و خودخواه از او می‌سازید و موجب می‌شوید که او فکر کند در همه مکان‌ها و زمان‌ها، هر کاری که دلش بخواهد می‌تواند انجام دهد، اما وقتی طی زندگی با مسائلی غیر از آنچه باب میل اوست روبرو شود، یأس و ناامیدی سراسر وجودش را فرا می‌گیرد و عاقبت این نوجوانان چیزی نمی‌شود جز احساس پوچی و...
 
 
 
 
 
هر پدری قهرمان فرزند خویش است اما:
به علت مشغله و مدت کمتری  با فرزندان خود سپری می کنند.
👈لازم است از این حداقل زمان به بهترین نحو استفاده کرد و بر فرزند تاثیر گذاشت.